خرید بک لینک

تقریبا از وقتی که به یه سنی رسیدم و فهمیدم چجور شخصیتی دارم که این بر میگرده به دوران راهنمایی دبیرستان ، دلم میخواست اسممو عوض کنم.. هر بار هم به دلایل مختلف از انجام این کار منصرف میشدم یا منصرفم می کردن .. ولی همیشه اون ته مهای دلم، دلم میخواست این اتفاق یه روزی بیفته.. این اواخر هم خیلی به این موضوع فکر میکردم و با خودم میگفتم الان دیگه دیره .. کلی مدرک هست به نام اولیه ی من که باید عوض شن و این خودش دنگ و فنگ داره.. اینارو میگفتم و پشیمون میشدم.. تا اینکه یه روز نشستم و با خودم گفم که چی؟ بالاخره که چی؟

خدای نکرده نمیگم از اسم اکرم بدم میومده ولی خب واقعیت اینه که فک میکردم و میکنم که خیلی ازم دوره... خلاصه تصمیمی بود که تو این سن گرفتم.. گاهی فک میکنم چقدر دیر اقدام کردم ولی باز میگم عیبی نداره.. من قراره اگر عمری باشه کلی سال دیگه زندگی کنم.. میدونم همه اطرافیان و دوستانم به اسم قبلیم انس گرفتن ولی امیدوارم به تصمیمم احترام بگذارن و منو ریحانه صدا بزنن..

برچسب: نویسنده: یوسف باقریان تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:48

صفحه بندی